تبليغاتX
غریبانه -
 
 
 

بیتا سلام  روووووم سیاه   

بهار    وای که  روی سلام کردن به تو رو هم ندارم

ساناي _ فاطمه جونم همشهري خودم

خاطره

مریم

طناز

 و بهار و بهنام

خلاصه همه و همه که باز شرمندم کردین

اومدین تو وبلاگم پیام گذاشتین

باور کنین یک ماهه اصلا فرصت نکردم بیام اینترنت

قبلا که گفته بودم  کلاسهام خیلی فشرده است

چند روزی هم که رفته بودم ایران اونجا هم سرم خیلی شلوغ بود

ناسلامتی من نامزدم فامیلا مون حتی یک روزهم ولم نکردن به حال خودم باشم

راستی تا یادم نرفته بگم که حال سعید حسینی خیلی خوبه

حتما دعاهای شما کارساز بود  حتما حتما

مشکل سینه اش  حل شده به حمدالله

حال بابا هم  بد نیست شکر از ایران که بر میگشتم خوب بود

فط شيمي درماني بدنشو خيلي ضعيف كرده  

ودیگه.............چی بگم برا عزیزام ...... آها یک خبر خوش

آخر کلاسهامه دیگه  glass cockpit  رو هم دارم تموم ميكنم

ميماند   فقط دوره تكميلي   تايپ اويونيك يك نوع خاص^

 كه بايد 70 روز برم فرانسه

بعدش اينجا و به قول ما ايرونيا تصفيه حسابو

 الخلاص

رضا - سارا - هستي - مجتبي - نيلوفر- آيدا - سپيده - رها -زهرا .  .  .

و همه دوستاي ناز خوب و مهربون و بامرام و با معرفت

چاكر همتونم ايران كه برگشتم ايندفعه حسابي از خجالتتون در ميام

براتون آرزوي خوشبختي مي كنم

ضمنا  عبادات هم قبول

التماس دعا

ترانه    11 اكتبر  2007 احتمالا 19 يا 20 مهر 1386   اسپانيا - مادريد

 

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 10:9  توسط ترانه   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM