تبليغاتX
غریبانه
 
 
 

امروز که زنده ام و تونستم بيام وبلاگمو آپ کم از لطف خداست

از وقت اضافه اي که خدا بهم داد

اگه زنده ام به غنيمت موندم

ديشب داشتم ميرفتم

ديروز  صبح 

بعد از عمليات قبل از پرواز من به عنوان دانشجوي فينال و کارورز مهندسی اویونیک 

درکنار مهندس پرواز  (استادم ديسابيوتو ) 

 هواپيماي  ایرباس  A320-200  شرکت ايبريا را چک ليست کرديم

 استارت  و ... همه چيزرا با خلبان چک کردم

همه چيز مرتب بود بدون اشکال و به طرف پاريس پرواز کرديم

پرواز خوبي بود                    آسمون نيمه ابري

ساعت ۱۱:۴۵ به تايم جي ام تي از فرودگاه پاريس اجازه فرود گرفتيم

 لندينگ نرم و زيبائي که کاپتان  گابريل سابستيني انحام داد

توقف کوتاهي در پاريس داشتيم و قرار بود به مادريد برگرديم

که  يک ساعتي به پرواز مانده بود و

من تو کابين کلاس  B   داشتم با سرمهماندار هواپيما ريسکيو اوت لاکس را کنترل مي کردم

که استادم به داخل کاک پيت پيجم کرد

وقتي رسيدم  رو مونيتور  نشونم داد

که يکي از سنسور هاي موتور شماره ۱  

به نام intake phase sensorاطلاعات درستي را نشون نمي داد

و به نظر مي اومد يا  قسمت اوليه کمپرسور مشکل داره

يا خود سنسور دچار ايراد شده .

به هر حال اعلام کرديم که پرواز با تاخير انجام خواهد شد

به اتفاق تيم ريپيرينگ فرودگاه پاريس و استادم شروع کرديم به رفع ايراد فوق

که چيزي  در حدود 4 ساعت وقت گرفت

و پس از اطمينان از سلامت موتور و سيستم و چک ليست دوباره

از برج اجازه تراولينگ روي رمپ را گرفتيم

و در ابتداي باند  رايت با دستور برج تيک آف بسيار خوب و رضايت بخشي را داشتيم

تا ارتفاع ۱۰.000 پا سعود کرده بوديم

که خلبان اعلام کرد نيروي دراگ روي  بال چپ هواپيما وجود داره

 با کنترل سيستم در کمال حيرت متوجه شديم موتور  شماره يک در حالت IDle قرار گرفته

و چند دقيقه نشد که استادم  اعلام کرد مجبور به turn off  هستيم

چون سيستم سوخت بهم ريخته بود و احتمال آتش سوزي بود

در حالي که هنوز در حال اوج گيري بوديم

حالتي که هنوز Stable نيست و با کم شدن پيشرانه احتمال استال وجود داشت

 چند دقيقه اي نگذشته بود که ژنراتور master از کار افتاد

و مشکل شد دوتا

و به دنبال اون مشکل هيدروليک و ...

از مراقبت پرواز اجازه بازگشت به فرودگاه پاريس را خواستيم 

ولي  بدليل ترافيک هوائي مقدور نبود

مگر اينکه تا باز شدن باند  ميست اپروچ  کنيم

اين بد ترين پيغامي بود که مي تونستيم تو اون وضعيت بگيريم 

استيبل نگه داشتن هواپيما تو اون حالت واقعا دشوار بود تازه بايد ميست هم ميکرديم

نهايت سعيمان را کرديم و  با وضعيت هيدروليکي که داشتيم فرود هم ريسک بود

فرامين پرواز درست جواب نميدادند فلاپها ؛ اسپويلر ؛ شهپر و ... بد تر از همه 

بدون قفل شدن ارابه فرود اگر هم فرود مي اومديم احتمال آتش گرفتن هواپيماوجود داشت

خلاصه در نهايت نا اميدي به خدا توسل کرده بودم 

هر کاري ميتونستيم و ازمون ساخته بود انجام ميداديم .

در طي  اين چند دقيقه تمام 26 سال زندگيم جلوي چشمام  مثل فيلم رد شد

چهره مامانم بابام سعيدم و ...

احساس ميکردم ديگه کار تمومه  و هر لحظه انتظار crash  داشتم .

اما باز اين لطف خدا بود که رحم کرد

با رحمت نا تمام خود کمکان کرد تا سيستم هيدروليک را برگردانيم و

با يک موتور اونهم  آيدل فرود بيائيم 

در لحظه فرود فقط يه cross wind لازم بود تا هواپيما را واژگون به زمين بکوبه

که به مرحمت خدا به خير گذشت

هواپيما را در فرودگاه پاريس به مسئولان شرکت ايبريا سپرديم

تمام خدمه با يک پرواز ديگه  به مادريد اومديم 

وبه خاطر  استرسي که بهمون وارد اومده بود شرکت يک هفته مرخصي اجباري داد

به همراه سه جلسه مشاوره روان درماني اجباري

اين اولين خاطره روبروئي با اشکال در پرواز بود

مطمئن نيستم آخري هم باشه

اما از خدا ميخوام هميشه خودش کمکم کنه   و  تنهام نذاره

که بي لطف و اراده خدا  هيچ  و هيچيم

التماس دعا    ترانه   22   اکتبر 2007    مادريد - اسپانيا

این هم عکس هواپیمائی که باهاش پرواز کردیم

  نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 13:31  توسط ترانه   | 
 

بیتا سلام  روووووم سیاه   

بهار    وای که  روی سلام کردن به تو رو هم ندارم

ساناي _ فاطمه جونم همشهري خودم

خاطره

مریم

طناز

 و بهار و بهنام

خلاصه همه و همه که باز شرمندم کردین

اومدین تو وبلاگم پیام گذاشتین

باور کنین یک ماهه اصلا فرصت نکردم بیام اینترنت

قبلا که گفته بودم  کلاسهام خیلی فشرده است

چند روزی هم که رفته بودم ایران اونجا هم سرم خیلی شلوغ بود

ناسلامتی من نامزدم فامیلا مون حتی یک روزهم ولم نکردن به حال خودم باشم

راستی تا یادم نرفته بگم که حال سعید حسینی خیلی خوبه

حتما دعاهای شما کارساز بود  حتما حتما

مشکل سینه اش  حل شده به حمدالله

حال بابا هم  بد نیست شکر از ایران که بر میگشتم خوب بود

فط شيمي درماني بدنشو خيلي ضعيف كرده  

ودیگه.............چی بگم برا عزیزام ...... آها یک خبر خوش

آخر کلاسهامه دیگه  glass cockpit  رو هم دارم تموم ميكنم

ميماند   فقط دوره تكميلي   تايپ اويونيك يك نوع خاص^

 كه بايد 70 روز برم فرانسه

بعدش اينجا و به قول ما ايرونيا تصفيه حسابو

 الخلاص

رضا - سارا - هستي - مجتبي - نيلوفر- آيدا - سپيده - رها -زهرا .  .  .

و همه دوستاي ناز خوب و مهربون و بامرام و با معرفت

چاكر همتونم ايران كه برگشتم ايندفعه حسابي از خجالتتون در ميام

براتون آرزوي خوشبختي مي كنم

ضمنا  عبادات هم قبول

التماس دعا

ترانه    11 اكتبر  2007 احتمالا 19 يا 20 مهر 1386   اسپانيا - مادريد

 

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 10:9  توسط ترانه   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM