تبليغاتX
غریبانه
 
 
از آپ قبلی تا حالا که میشه گفت از وفات مادر مسلمین تا تولدش

سلام دوستای گلم

توی این مدت  دوست داشتم بیام و دوباره آپ کنم

چند بار

       چند بار

اما . روزگار و مشغله زیاد امانم نمی ده

شاید قبلا براتون گفته بودم

به خاطر اینکه کمی زودتر درسم تموم بشه حسابی خودمو تحت فشار گذاشتم

به قول ما ایرونی ها تعداد واحد هارا بیشتر کردم بلکه تا قبل از عید تمام کنم

دلم واسه ایران یه ذره شده

می دونید چند وقته شهر قشنگم تبریز را ندیده ام

میخوام هر چه زودتر تموم کنم و برگردم سر خونه زندگیم

همه روزها را یا سر کلاسم  یا توی پرواز از این شهر به اون شهر

از این کشور به اون کشور ( به عنوان کارآموز عملی )

الانم. که فرصتی دست داده  با خودم گفتم .

پس فردا میلاد  فاطمه بانوی آب است

باید بیام چند خطی بنویسم و دینم و ادا کنم .

بچه ها من به همتون مقروضم . مقروض محبت هاتون

شما تمام معرفت را در حق من تمام کردید .   توی این مدت تنهام نذاشتید

یا با آفلاینهاتون

یا با کامنتهاتون

حتی اگه هفته یک بار هم فرصت می کنم بیام نت با دیدن اسم تک تکتون در کامنت

همه خستگیم از بدم در می ره

دیگه احساس نمی کنم غریبم

حس می کنم ،  بین شما هستم بین ایرانیانی که دورم را گرفته اید.

کمکم می کنید که تنهائی را نفهمم

باز می گم شرمنده همتونم

بیتا ( مامان کیان کیارش ) حال گل پسرات چطوره ؟

بازم شیطنت می کنن .  همیشه به فکرتم . به آقا ناصر سلام برسون

 

سان آی: همشهری خوبم ممنونم از جملات قشنگی که برام می نویسی

 

داداش مصطفی :  آبجی تو ببخش که نمی تونه بهت سر بزنه

به فکر ادامه درس و مشقت باش . تو لایقی که پیشرفت کنی

 

خاطره جان : رفتی ایران ؟ به سلامت. سلام  منو به خاک پاک وطنم برسون

بگو که دلم بر عطر خاکی براران خوردش لک زده . روی ماه پسرگلتم ببوس

 

رهای عزیزم : مرسی به فکرمی ،  دوستت دارم .

حتی با وجود ابهاماتی که تو ذهنم هست

 

گل پر های پونه .  برام ازخوت بیشتر بنویس . مطمئن باش می خونم

 

و مریم  و کوچولوت که چند وقتیه بی خبرم . اما آرزوی سلامتی براتون دارم

 

وبهار  آخرش چی شد چیکار کردی به کجا رسوندی

وبلاگت را می خونم و کما بیش در جریان هستم. فقط می تونم بگم

مقاومت کن و به خدا بسپار ،  خدا ارحم الراحمین است

 

هستی : خوشگل و نازو عزیزم  .

با سعید قرارگذاشتیم اینبار که اومدم ایران حتما بیائیم لاهیجان

 

ملیحه گلم و زهرای مهربون و همه و همه ...   دوستتون دارم

التماس دعا 

ترانه      شب غربت      مادرید - اسپانیا

 

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 22:6  توسط ترانه   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM