تبليغاتX
غریبانه
 
 
سلام  به همه ایرونیای توی دنیا،  من اول از همه طبق معمول از بابت اینکه مدتیه برای آپ نیومدم معذرت می خوام و بازم طبق معمول حتما دلیلی هم برا اینکار دارم آخه از چند روز مونده به آغاز جام جهانی  من دوست خوب ترکم ، پینار خانوم گل،    اومدیم اینجا  آلمان،  جاتون خالی اینجا با اینکه خیلی شلوغه ولی حال و هوای عجیبی داره فوق العاده است و مردم دور بر ورزشگاه ها شلوغه و راستش آدم حس میکنه زندگی جریان داره و روح داره  برا  من یکی که خیلی روحیه ساز بود .

 اما دوتا مطلب که حسابی حالمو گرفت براتون می گم ، 

اول اینکه تیم ملی حسابی حالمونو جا آورد با اون دوتا باختی که داشت . نمی دونم اونائی که از تلوزیون نگاه می کردند چه حالی داشتند . ولی برا ما که تو اون هیاهوی استادیم بودیم و داشتیم از هیجان سکته می کریدم . خیلی حال گیری شد .   ولی خوب دیگه .  چیکار میشه کرد ، فوتبال یه بازیه و بازی برد و باخت داره و نباید از این مطلب زیاد ناراحت بود . مهم مسائل دیگه ای که باعث ناراحتی میشه .که مختصرا می نویسم .

اینجا بعضی ها هستند که بدجوری آبروریزی می کنن   و انگار زنجیر پاره کردن ،  واقعا باعث تاسف که دخترای ایرانی  اینطور  بی بند و باری  می کنن  من که شرمم می آد تعریف کنم ولی از همه دخترای هم وطنم و هم کیشم هم مذهبم خالصانه خواهش می کنم اینطوری خودشونو  خراب نکنن اینطوری بی بند و باری در نیارن من به عنوان یک  خواهر    ازشون خواهش می کنم   شرف  و ناموس خودشونو حفظ کنن  و  ارزش یک زن مسلمان را حفظ کنن 

باور کنین حیفه ،  به خدا حیفه ، من که داره گریم می گیره 

فقط به عنوان یک خواهر می تونستم ازشون خواهش کنم و بعد به در گاه خدا دعا کنم که خدا  هدایتشان کند

الان پینار منتظر منه که بریم ناهار بخوریم و بعد بریم ورزشگاه آخه امروز ایران با آنگولا  بازی داره  هر چند که برد و باختش تاثیری در وضع تیم نداره  اما اگه ببره حداقل تلخی دو  شکست قبل کمی   کم رنگ تر میشه .

التماس دعا                 ترانه          ظهر چهارشنبه    

 

 

  نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 13:0  توسط ترانه   | 
 

 

سلام دوباره :

توی یه شب دیگه  و یه آپ دیگه

حرف خاصی برای گفتن ندارم جز اینکه دلم بازم تنگه   مخصوصا از اینکه کسی سراغمو نمی گیره بیشتر دلتنگ می شم .  اومدم فقط آپ کنم که نگین ترانه بی وفاست 

دعا یادتون نره  سر نماز هاتون منم یاد کنین 

التماس دعا        ترانه       پنجشنبه     شب            مادرید - اسپانیا  

  نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 21:48  توسط ترانه   | 
 

سلام    سلام     سلام     معذرت      معذرت    باز هم معذرت از اینکه خییییییلی وقته نیومدم آپ

شاید خوش به حال شما که مجبور نشدین اراجیف و چرت و پرت های منو بخونین  ـ  ولی خوب بگذریم به هر حال من پر رو تر از این صحبت ها هستم

اما   لیلی :   لیلی جون ماه   خوب  و ناز خودم که حالا تو گرگان نشسته و داره نوشته های منو تحمل می کنه  . لیلی جان شاید تو این همه مدت هر حرفی که داشتم برات خصوصی می نوشتم اما می خوام حالا   توی   وبلاگ     عمومی   بنویسم تا همه بدونن که چقدر دوستت دارم   که چقدر خانومی  که چقدر به فکرتم که حتی یه روز نیست که بهت فکر نکنم اگه نمی آم برا آپ یا پیام برات نمی ذارم منو ببخش یه کم گرفتارم - یه کم فرصت ندارم - یه کم ... و ...  و ... 

اما نازلی : نازلی خانوم فکر نمی کردم شما این همه بی وفا باشی بی معرفت . راستی گفتم که من سرم شلوغه اما  تو هم ؟ ؟  /  یادت باشه ۱۰ روزه باهام تماس نگرفتی منم که زنگ می زنم یا موبایلت خاموشه یا خاموش  یا دست مادرت برات دوبار پیام گذاشتم مادرت  گفت سر کار هستی گفتم اومد بهش بگین تماس گرفته بودم .

اما   . . .

بگذریم گلایه دیگه بسه :  یه خبر دیگه هم بدم

اینجا یه تور هست که   ۱۲۰  نفر رو می بره آلمان برا مسابقات جام جهانی و منم ثبت نام کردم و جالب اینه که اصرار کرده ام پینار هم باهام بیاد  طفلی اصلا نمی خواست  بیاد آخه  ترکیه  توی جام تیم نداره اما ...وقتی براش توضیح دادم که اگه اون نیاد منم نمی تونم تنهائی برم   دختر   بیچار ه   راضی شد که باهام بیاد    آره خوب  به منم  حق بدین  آخه من تنهائی از اینجا بلند شم برم آلمان   می ترسم

وا ا ا ا ای   خدا من چه دوستای خوبی دارم    این پینار برام اینجا یه جواهره   نه بابا  جواهر چیه یه   تکیه گاه بزرگه (بعد از خدا ) 

خدا جون    از اینکه اینقدر کمکم می کنی   متشکرم     وقتی به گذشته خودم نگاه می کنم .  می بینم چقدر خدا منو دوست داره و چقدر کمکم کرده   واسه همین هم  با اجازه میخوام داد بزنم  

آ آ آ آ آ آ ی    خد ا ا ا ا ا ا ا ا ا  ا ا ا         تو چقدر خوبی

   دوستای گلم    آهای ایرونیا     آهای مسلمونا      من - ترانه    این بنده بی مقدار خدای بزرگ رو فراموش نکنین هی برام پیام بذارین خوشحال می شم

و دعا   یادتون نره   که ترانه رو  دعا کنین . 

التماس دعا       ترانه         صبح روز دوشنبه         مادرید   -  اسپانیا

 

  نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 10:30  توسط ترانه   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM